الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

23

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » « 1 » ؛ بگو : « كدامين گواهى بزرگ‌تر است » بگو : « خدا ميان من و شما گواه است كه اين قرآن بر من وحى شده تا از طريق آن به شما و تمام كسانى كه به آنها مىرسد هشدار دهم . آيا واقعا گواهى مىدهيد كه معبودهاى ديگرى جز خدا هست ؟ » بگو : « من گواهى نمىدهم ، بگو خداى يگانه فقط اوست و من از آنچه با او شريك قرار داده‌ايد بيزارم . » كسانى كه به آنها كتاب داده‌ايم به خوبى او را مىشناسند همان گونه كه فرزندان خود را مىشناسند ، آنان كه در زيان خود مىكوشند ايمان نمىآورند . ( 1 ) در تفسير قمى با روايت ابى جارود از امام باقر عليه السّلام آمده است كه فرمود : مشركان مكه در همان ابتدايى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آنها را دعوت كرد ، گفتند : اى محمد ! آيا خداوند رسولى غير از تو را نيافت كه بفرستد ؟ ! هيچ كس را نمىبينيم كه گفته‌هاى تو را تصديق كند و ما دربارهء تو از يهود و نصارى سؤال كرديم و آنها گفتند كه مطلبى دربارهء تو در كتاب‌هاى آنها وجود ندارد . بنابراين كسى را بياور كه به رسالت تو شهادت بدهد . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « اللّه شهيد بينى و بينكم » « 2 » ؛ خداوند شاهد بين من و شماست . طبرسى هم مثل همين مطلب را از كلبى « 3 » نقل كرده و ابن شهر آشوب آن را در مناقب آورده است . « 4 » ( 2 ) در اين سوره آمده است : « وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ » « 5 » ؛ عده‌اى از آنها به تو گوش مىدهند و ما بر دل‌هايشان پرده افكنديم تا آن را در نيابند و گوش‌هايشان را سنگين كرديم و اگر هر معجزه‌اى ببينند ايمان نمىآورند تا اين كه نزد تو آيند و مجادله كنند و كافران بگويند : « اين جز افسانه‌هاى گذشتگان نيست . » ( 3 ) طبرسى در مجمع البيان مىنويسد : گفته شده كه عده‌اى از مشركان مكه و از جمله ابو سفيان بن حرب و عتبه و شيبه فرزندان ربيعه ، و نضر بن حارث و وليد بن مغيره « 6 » و غيره در كنار رسول الله صلّى اللّه عليه و آله كه مشغول قرائت قرآن بود ، نشستند و آنگاه به نضر گفتند : محمد چه مىگويد ؟ گفت : افسانه‌هاى پيشينيان ، مثل همان چيزهايى است كه من از زمان‌هاى گذشته برايتان مىگفتم . پس از آن ، اين آيه نازل شد . ( 4 ) همچنين روايت شده كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در شب‌ها با صداى بلند قرآن و نماز مىخواند ، به اين اميد كه

--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) ، 19 - 20 . ( 2 ) . تفسير قمى 1 : 195 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 436 ، واحدى در اسباب النزول ، ص 174 به نقل از كلبى . ( 4 ) . مناقب سروى ، ج 1 ، ص 50 . ( 5 ) . انعام : 25 . ( 6 ) . اين چنين آمده است در صورتى كه نقل شد وى به همراه استهزا كنندگان شش‌گانه هلاك شده بود .